در میان هر سیب

دانه ها محدود است

در دل هر دانه

سیب ها نا محدود...

چیستانیست عجیب!!!! 

دانه باشید نه سیب

***

ماجرا از اون جایی شروع شد  که یکی از دوستام  این شعر که نمی دونم از کیه رو واسم آف لاین گذاشت . من به نظرم جالب اومد.

خوب چیزایی که جالبن رو واسه بقیه هم می فرستم .

تا امروز که دیدم تو واسم نوشتی که "اگر همه دونه باشن،سیب از کجا بیاریم ؟؟"

راستش سوالو نفهمیدم ، یعنی به نظرم رسید مگه دونه سیب رو نمیسازه ؟ ...بعد رفتم و یه باردیگه این شعر رو خوندم .

واسه تو چیزایی که از سرم گذشت رو نوشتم ولی دلم خواست اینجا هم بنویسمش.

خوب بار اول که خوندمش خیلی بهش فکر نکردم . با یه بار خوندن جالب به نظر می آد .اون موقع انگار فهمیدم که این شعر می خواد بگه ،تصوری که از خودت داری ،تصور امکانی وسیع باشه .مثل امکانی که یک دونه واسه درخت شدن و به بار آوردن هزاران سیب داره .

حالا که دوباره خوندمش بنظرم خیلی تفاوتی بین سیب ودونه نیست ولی خوب به نوعی سیب بودن رو خوشتر دارم .

هر سیب گر چه دونه های محدودی داره ولی :سیبه ، خوشمزه ست ، هست در نهایت اون امکانی که دونه در سر داشت .

دونه ماله سیبه ،سیب چیزی در دلش داره که نامحدوده ،وسیعه ،پس سیب نامحدوده ،میتونه خودشو تکثیر کنه .

وای که چه بامزه ست ...حالمو خوب میکنه .

...

پی نوشت : فکر کنم پست اینطوری تا حالا نداشتم . واسه خودم اینم بامزه ست.

در ضمن دقت کردید وقتی یه شعر میگه چیکار کنید:"دانه باشید نه سیب " دیگه شعر نیست ؟