گریز
می توانی برای رفتن پی بهانه بگردی
اما بهانه ها همه پیش از تو رفته اند
بی آنکه پی تو بگردند
اما بهانه ها همه پیش از تو رفته اند
بی آنکه پی تو بگردند
***
رفتن یا ماندن
رفتن یا ماندن
چه فرقی دارد
وقتی همه ی راه ها
از قلب من می آیند
و به قلب من می رسند
***
می توانی چشمهایت را ببندی
و فکر کنی این راه توست
اما باز قلب من است و گام های تو
و بی آنکه بدانی
ضرباهنگ گام ها را با قلبم میزان می کنی
***
می توانی گوش هایت را بگیری
نشنوی
وقتی همه ی راه ها
از قلب من می آیند
و به قلب من می رسند
***
می توانی چشمهایت را ببندی
و فکر کنی این راه توست
اما باز قلب من است و گام های تو
و بی آنکه بدانی
ضرباهنگ گام ها را با قلبم میزان می کنی
***
می توانی گوش هایت را بگیری
نشنوی
بدوی، تا به نفس بیفتم
نسیم باد می شود، باد طوفان
***
خدای محبوس در راهِ من
نمی شنوی اما در باد
صدای فریاد می آید
نسیم باد می شود، باد طوفان
***
خدای محبوس در راهِ من
نمی شنوی اما در باد
صدای فریاد می آید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۴ ساعت 2:21 AM توسط بانوی سپیده دمان
|
درياب كه از روح جدا خواهي رفت